على بن حسين واعظ كاشفى
372
رشحات عين الحيات ( فارسي )
شما صحبت نيست شما بايد كه بجانب خوارزم رويد و وى را به آن راه روان ساختهاند و خود بجانب بخارا متوجه شدهاند و او را گفتهاند « 1 » كه هديه تنگوز شيخ اشارت است بهآنكه پيش تو اصحاب عقول ناقصه جمع خواهند شد ، همچنانكه به آواز تبراك اطفال و كنيزكان و بىعقلان جمع « 2 » مىشوند و آنچنان بوده است كه « 3 » چون وى بخوارزم رفته بعضى از جهال و عوام الناس بر وى جمع آمدهاند و مريد وى شده . از بعضى « 4 » اعزه اين سلسله قدس اللّه « 5 » تعالى ارواحهم استماع افتاده كه چون تنگوز شيخ در خلوت حل وقايع و رفع « 6 » مشكلات شيخ خاوند طهور كردهاند ايشان گفتهاند ، اين مشكل ديگر ما را « 7 » نيز حل كنيد كه با وجود كمالات معنويه و علوم وهبيه « 8 » ، آنچه تحمل بود كه بر جفاى منكوحه خود نموديد و او را بر آن بىادبى هيچ زجر نفرموديد ؟ شيخ گفتهاند ما را ظهور اين علوم و احوال بهواسطه صبر و تحمل است بر جفاى جهال « 9 » رشحه : حضرت ايشان مىفرمودند « 10 » كه شيخ خاوند طهور را در طريق صوفيه مصنفات است ، در يكى از رسالههاى خود نوشتهاند كه توحيد يگانه گردانيدن تن است از شهوات ، براى عبادت و يگانه گردانيدن دل است « 11 » از خطرات ، براى عبودت « 12 » ، و الا حق واحد است و توحيد واحد « 13 » محال ، كما قيل « 14 » ما وحّد الواحد من واحد * اذ كل من وحّده جاحد
--> ( 1 ) - بر : او را گفتند كه ( 2 ) - مج : جمع شوند ( 3 ) - بر : ( كه ) ندارد ( 4 ) - مج : از بعض ( 5 ) - مى : قدس اللّه تعالى اسرارهم ، چپ : قدس اللّه ارواحهم ( 6 ) - مى : دفع مشكلات ، چپ : واقع مشكلات ( 7 ) - مى : ديگر مرا نيز ( 8 ) - مج : و علوم و هيئت ، چپ : علوم وهبيه ، نسخه بدل علوم دينيه آنچه ( 9 ) - مج : بر جفاى جهان ( 10 ) - چپ : مىفرمودهاند ( 11 ) - مى : گردانيدن دست از خطرات ، چپ : گردانيدن دل از خطرات ( 12 ) - مى ، چپ : براى عبوديت ( 13 ) - چپ : ( واحد ) ندارد ( 14 ) - مج : كما قيل شعر ، چپ : كما قيل بيت .